|
17 بهمن 1388
چه ساده آدم میکشند . جانی را میگیرند که خدا بخشیده . با خدا کورس گذاشته اند . چه بی شرمانه در جایگاه خدای بی همتا نشسته اند و سرنوشت انسان ها را در سیاه چال های خود تغییر میدهند . چه راحت دروغ می گویند . که محمدرضا و آرش اغتشاشگران سبز رنگ عاشورا بودند و اتفاقا وکیل هم داشتند ! و با چه افتخاری خبر اعدام نه انسان دیگر در آینده ی نزدیک را جار میزنند . نگفتند این دو انسان مدت ها قبل از انتخابات بازداشت شدند و نگفتند نسرین ستوده وکیل آرش را به دادگاه راه ندادند و در مقابل اصرار وکیل برای حضور در دادگاه او را تهدید به بازداشت کردند و نگفتند وکیل و خانواده های (...)
ادامه مطلب
16 بهمن 1388
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید!! تو از شاملو برایم گفتی،که این شاعر بی باک در زمانهایی نچندان دور در نکوهش شعر سهراب سپهری گفته بود که"در این زمانه منحوس و پلید که از خون جوانان شجاع و شایسته این مرزوبوم جوی جاری میسازند.به رگبار می بندند و به حبس میکشند،چه جای سرودن این اشعار کم لطف و بی درد است؟!"مصرانه گفتم شاید سهراب راست می گوید، شاید اگر من و تو و ما چشمهایمان را ببندیم و بگشاییم و جور دیگر ببینیم دنیایمان دنیای دیگری شود،رنگارنگ و بهاری!تو گفتی میتوانی چشمهایت را ببندی و بخوابی تا ابد،دور از حقیقت،در این مردگی تا به آخر زنده بمانی به نادانی!حالا (...)
ادامه مطلب
14 بهمن 1388
جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی- نوید خانجانی- پس از مشاهده اعترافات متهمین در دادگاه های نظام جمهوری اسلامی ایران که در روز های اخیر پخش شد قصد آن را دارم تا در ادامه به بررسی شرایط این دادگاه ها و اعتراف متهمین در آن بپردازم . نخست تصمیم دارم این نکته را بررسی کنم که اعترافات متهمین و پخش آن از رسانه های همگانی همچون تلویزیون ، رادیو ، روزنامه و ... به چه منظوری صورت پذیرفته است و چه هدف و مقصدی را دنبال می کند.
اعترافاتی که در چند روز اخیر از سوی رسانه های دولتی منتشر گردید تنها مرحله ای از مراحل یک پروژه سرکوب و تصفیه دگراندیشان می باشد که کلید آن نه امروز (...)
ادامه مطلب
11 بهمن 1388
به بهانه دلتنگی برای خوب رفیقی به نام پریسا
و به یاد همه دوستان دریا دل آزاده دربند
نوشته یک دوست
چشمانم را می بندم ... جثه ی ریز نقش پریسا در چشمانم مثل تصویر پشت مه نقش می بندد و صدای قوی و پر طنین او توی گوشم می پیچد ... درست همان روزی است که مصمم و جدی جلوی سردبیر آن مجله کذایی ایستاد و حقش را خواست ... حق خودش و حق بچه های دیگر را ... جسارتش مثل همیشه مثال زدنی و قامت کوچکش با آن همه جسارت رعنا بود ... درست بر عکس بی جسارتی من که حتی آن قدر جسارت نداشتم که این مطلب را بی نام نوشتم ... جسارتم در افشای نام را از من گرفته اند و من اعتراف می کنم که جرعه (...)
ادامه مطلب
11 بهمن 1388
دايم در ذهنم زمزمه مي کنم "دست هايم را در باغچه مي کارم سبز خواهند شد مي دانم مي دانم".
هر کاري که به فکرم مي رسد مي کنم تا کمي آرام شوم. فقط کمي. به همان اندازه که بتوانم آنچه پيش آمده را هضم کنم. ترانه هاي مشترک را گوش مي دهم. فيلم هايي که دوست داري و دوست دارم را دوباره مي بينم، کتاب ها را ورق مي زنم و فال حافظ مي گيرم، مي نشينم يک گوشه و برايت کاغذها را سياه مي کنم اما اين دلشوره لعنتي لحظه اي رهايم نمي کند.
لحظه اي نمي توانم از فکر آنچه بر تو مي گذرد بيرون بيايم. دايم پيش چشمم با قدم هاي کوتاه و سريع رژه مي روي مسعود؛ درست مثل همان وقت ها که سوژه يک (...)
ادامه مطلب
10 بهمن 1388
روز پنج شنبه 8 بهمن 88 همه خبرهايي که از ايران مخابره مي شد، در برابر خبر اعدام دو جوان که با اتهام هاي سياسي و از پيش از انتخابات 88، در زندان به سر مي بردند، رنگ باختند. اما اين نه آغاز راه است و نه پايان. داس مرگ اعدام در ايران ، سالهاست که در حال درويدن است و سکوت سياسي، چه بخواهد و چه نخواهد، همچنان برآن صحه مي گذارد.
در اين ميان، بعد از اعدام اين دو که يکي به گفته وکيلش نسرين ستوده اتهامات سياسي اش مربوط به 16- 17 سالگي اش مي شد، برخي از ما خود را سرزنش کرديم که چرا در اين دوماهي که اخبار اتهام محاربه ايشان منتشر شده بود، اعتراض جدي تري نکرديم؛ (...)
ادامه مطلب
9 بهمن 1388
اگر راستگوئید آرزوی مرگ کنید*
حرکت های انسانی تابع لایه های درونی دانش و بینش اوست. این لایه های درونی بسته به عمقشان از درجات مختلف تغییر پذیری برخوردارند. به عبارت دیگر هر چه دانش یا بینش انسانی درونی تر شده باشد و از مرز آگاهی گذشته و به ناخود اگاه رسیده باشد دسترسی به آن – حتی توسط خود فرد – سخت تر می شود و لذا با ثبات تر و پایدار تر می نماید.
گاهی این وجوه درونی انسانی به چنان رسوخ و عمقی می رسند که سعدی می گوید:
ما را سَریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سَر برود، هم بر آن سریم
در چنین مراتبی از یقین، در زبان محاوره می گوییم فرد به "باور " (...)
ادامه مطلب
9 بهمن 1388
از چندی پیش روند ستاره دار شدن دانشجویان فعال سیاسی و اجتماعی آغاز گردید و دانشجویان یکی پس از دیگری از حق ابتدایی شان یعنی حق تحصیل محروم شدند به طور طبیعی که محروم شدن از هر حقی بین محروم شدگان اتحادی به وجود می آورد دانشجویان ستاره دار نیز شامل این اتحاد شدند.
سمیه رشیدی که بیش از یک ماه از زندانی شدنش می گذرد از همان دانشجویانی است که حکومت٬ ستاره افتخاری را بر سینه اش چسپانده و او را از حق تحصیل محروم کرده است . سمیه بخاطر فعالیت در حوزه زنان به جمع دانشجویان ستاره دار پیوست یعنی محرومیت از تحصیل تنها به بهانه برابری خواهی.
دولت با این جمعی که حضورشان (...)
ادامه مطلب
6 بهمن 1388
جناب آقای جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران
با سلام و احترام ،
لطفن به خاطر نجات جان یک دختر بیگناه به عرایض بنده توجه کنید. این دختر از جنس همان دخترکانی است که شما یک بار در مقاله تحقیقی خود در مورد قتل های ناموسی در همایشی ارائه دادید. من که تنها برای نجات جان محمد رضا حدادی که طناب دار بالای سرش بود آمده بودم، چند دقیقه ای وقتتان را گرفتم و کپی پرونده محمد رضا را که در ازای دو میلیون تومان پول برای کمک به خانواده اش در روستایی اطراف شیراز، در 15 سالگی ارتکاب قتلی را به عهده گرفته بود، به شما دادم. آن روز شما گفتید: «استان فارس حیطه کاری من نیست ولی (...)
ادامه مطلب
|